اون و گلاش و تابستون و شربت خنک # ردیف


اون و گلاش و تابستون و شربت خنک

درخواست حذف این مطلب

بهم گفت "به محض اینکه تابستونمون شروع شد یه برنامه میزارم فقط خودم و خودت بیای روی بال اتاقم همونجایی که هم من عاشقشم هم تو یه شربت خنکم برات درست میکنم بشینیم کنار گلام هی حرف بزنیم و هی حرف بزنیم وهی حرف بزنیم"

رویای اون روز گرم تابستون با یه شربت خنک کنار اون  و گلاش برام  لذت بخش بود به جد:)


که یادم باشه همش با یه نفر حسای خوب و حس نکنم. اینطوری ش ت میخورم خیلی زود